ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

گفت‌و‌گوی خودمانی گاردین با اسلاوی ژیژک

شاید این مصاحبه از ژیژک و حتی گاردین عجیب باشد، اما واقعی است و خواندنی

اسلاوی ژیژک، فیلسوف، نظریه‌پرداز، جامعه‌شناس، منتقد فرهنگی و سیاستمدار اسلوونیایی است. او کتاب‌های بسیاری از جمله «به برهوت واقعیت خوش آمدید» و «چند فرهنگ‌گرایی» نوشته است و مدتی است در کشور ما هم به چهره‌ای شناخته شده تبدیل شده است. ژیژک در مصاحبه‌ اخیرش، بیشتر درباره زندگی و عقاید شخصی‌اش گفته که برای مخاطبان آثارش که او را به چیز‌های دیگری می‌شناسند، جالب است.

چه موقعی خیلی خوشحال می‌شدی؟
اگر لحظه شادی را پیش رو داشتم یا به یادش می‌آوردم؛ که البته هیچ وقت پیش نیامده.

بزرگ‌ترین ترس شما در زندگی چیست؟
اینکه بعد از مرگم بیدار شوم. برای همین است که همیشه می‌خواستم بعد از مرگ بلافاصله سوزانده شوم.

تأسفانگیزترین مشخصهای که در خودت میبینی چیست؟
متفاوت بودن با دیگران.

تأسفانگیزترین مشخصهای که در دیگرانی میبینی چیست؟
وقتی برای کمک به من تعارف می‌کنند، در حالی که نیازی به کمکشان ندارم.

با ارزشترین چیزی که تا به حال خریدی چه بوده است؟
ویرایش جدید مجموعه آثار هگل به زبان آلمانی.

چه چیزی تو را غمگین میکند؟
دیدن مردم احمقی که بیهوده خوشحالند.

اگر در یک مجلس بالماسکه باشی چه لباسی میپوشی؟
ماسک اسلاوی ژیژاک را بر صورتم می‌گذارم. بنابر این مردم فکر می‌کنند که من خودم نیستم و تنها وانمود می‌کنم که خودم هستم.

در مقابل چه کسی احساس شرمندگی زیادی میکنی و چرا؟
در مقابل پسرم. چون نتواستم به اندازه کافی پدر خوبی باشم.

چه چیز یا چه کسی عشق زندگی توست؟
فلسفه. به طرز رازآلودی فکر می‌کنم که حقیقت وجود دارد و ما می‌توانیم در باره آن فکر کنیم.

بوی مورد علاقهی تو چیست؟
طبیعتی که پوسیده می‌شود. مانند بوی درختان پوسیده.

تا به حال برایت پیش آمده که بگویی دوستت دارم در حالی که واقعاً منظورت دوست داشتن نبوده است؟
همیشه. وقتی که کسی را حقیقتاً دوست دارم، تنها می‌توانم محبتم را با حرف‌های تند و گزنده به او نشان دهم.

حقیرترین اشخاصی که میشناسی چه کسانی هستند؟
پزشک‌هایی که به شکنجه‌گران کمک می‌کنند.

بدترین شغلی که تا به حال داشتی چه بوده است؟
تدریس. از دانشجوها متنفرم. اکثر آن‌ها احمق و خسته کننده‌اند.

اگر میتوانستید گذشته را تغییر دهید، دوست داشتی چه چیزی تغییر میکرد؟
تولدم. من با سوفوکل موافقم که می‌گوید: بزرگ‌ترین خوش شانسی متولد نشدن است.

اگر میتوانستید به گذشته بازگردید، چه زمانی را انتخاب میکردی؟
دوست داشتم به آلمان اوایل قرن نوزدهم بازگردم و رشته دانشگاهیم را با هگل بگذرانم.

نزدیک‌ترین تجربه تو از مرگ چه بوده؟
یکبار که حمله خفیف قلبی داشتم. آن موقع از بدنم متنفر شدم چون از وظایفی که در قبال من داشت سرباز می‌زد.

چیز خاصی هست که کیفیت زندگی تو را بهتر کند؟
بله. اجتناب از سالخوردگی.

بزرگ‌ترین موفقیت زندگی تو چه بوده؟
به نظر خودم، مطالبی که در تفسیر فلسفه هگل نوشتم.

بزرگ‌ترین درسی که زندگی به تو داده چیست؟
زندگی احمقانه است. مجموعه‌ای از چیزهای بی‌معنی که هیچ درسی به تو نمی‌دهد.

گاردین/ ترجمه: حمید نعمت‌الهی